الملا فتح الله الكاشاني

57

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

دونه ابصارهم متلففون تحته باجنحتهم مضروبة بينهم و بين من دونهم حجب العزة و استار القدرة لا يتوهمون ربهم بالتصوير و لا يجرون عليه صفات المصنوعين و لا يجدونه بالاماكن و لا يشيرون اليه بالنظائر و بعد از وصف كرامت و قرب منزلت ملائكه و مدحت آنها بدين صفات سنيه و سمات مرضيه به جهت وعيد شديد بر اهل شرك و عناد و انذار ايشان به عذاب جحيم در روز ميعاد مىفرمايد كه * ( وَمَنْ يَقُلْ مِنْهُمْ ) * و هر كه گويد از فرشتگان يا از ساير مخلوقات كه * ( إِنِّي إِله ) * بدرستى كه من خدايم * ( مِنْ دُونِه ) * بجز از خدا * ( فَذلِكَ ) * پس آن قايل را * ( نَجْزِيه جَهَنَّمَ ) * پاداش دهيم او را از دوزخ * ( كَذلِكَ ) * هم چنان كه مدعى ربوبية را پاداش ميدهيم * ( نَجْزِي الظَّالِمِينَ ) * جزا خواهيم داد همهء ستمكاران را كه باشراك و كفر ادعاى ربوبيت ستم بر خود ميكنند اگر مراد به اين قايل ملك است چنان كه سوق آيه دالست بر آن پس اجراى كلام بر سبيل فرض و تمثيل خواهد بود چه او سبحانه عالمست به اينكه ملائكه از اين قول منزه‌اند و مبرا و از اينكلمه بزرگ معر او بر هر تقدير غرض از اين تفظيع امر شركست و تعظيم شان توحيد * ( أَ وَلَمْ يَرَ ) * آيا نديدند يعنى ندانستند * ( الَّذِينَ كَفَرُوا ) * از آنكه نگرويده‌اند * ( أَنَّ السَّماواتِ وَالأَرْضَ ) * آنكه آسمان هم و زمينها * ( كانَتا رَتْقاً ) * بودند بسته و بر هم نهاده رتق مصدر است بمعنى مرتوق يعنى ملتحم و مضموم و يا در كلام مضاف محذوفست اى ذوات رتق مراد آنست كه ان هر دو حقيقة واحده و شيئى واحد بودند * ( فَفَتَقْناهُما ) * پس باز گشاديم آنها را از يكديگر بتنويع و تمييز و يا همه آسمانها يكى بودند ما آن را بتحريكات مختلفه چندين فلك ساختيم و همچنين همه زمينها يكى بودند ما باختلاف كيفيات و احوال طبقات چندين نوع گردانيديم و يا اينكه سماوات و ارض ملتزق به يكديگر بودند پس آنها را بادخال هوا در ميان آنها از هم جدا گردانيديم و اين قول ابن عباس و حسن و ضحاك و قتاده است و عطا از كعب الاحبار مرويست كه خداى تعالى آسمان و زمين را در وقتى كه آفريد بر هم نهاده بود و فرجه در ميان آنها نبود بادى را فرستاد تا آن را از هم گشود و در زاد المسير آورده كه از زمين شش طبقه اخراج كرديم تا هفت طبقه شد يا آن را شش اقليم گردانيديم و از آسمان نيز شش طبقه بيرون آورديم تا هفت طبقه گشت و اين قول مجاهد و ابو صالح و سديست و گويند آسمان بسته بود و از وى باران نمىآمد و زمين نيز بسته بود و از وى گياه نمىرست پس ما آن را بباران و اين را بگياه گشاده گردانيديم كقوله تعالى وَالسَّماءِ ذاتِ الرَّجْعِ وَالأَرْضِ ذاتِ الصَّدْعِ و بنا بر اين مراد بسموات سماى دنيا است و جمع آن باعتبار آفاقست يا